تبليغاتX
هنـــر آزاد
آخر، پر و بالی بزن، بشکن قفس را .:::. آزاد باش این یک نفس را

 

بالاخره بعد از مدت ها دی وی دی خام فروختن این فروشنده های میدون انقلاب نسخه ی واقعی «سنتوری» یافت شد. دیشب تازه اولین بار فیلم رو دیدم. اصلاً انتظار دیدن همچین فیلمی رو از مهرجویی نداشتم. تا به حال فقط «لیلا» رو ازش زیاد دوست داشتم اما از حالا به بعد سنتوری (صد البته این نسخه ی سانسور نشده و کاملی که ازش دیدم) شد بهترین فیلم مهرجویی برام. داستان کلیشه ایه اما همین برام جذابش کرده این زنده کردن کلیشه ها که کار همه ی بزرگانیه که دوست دارم مثل تارانتینو، برادران کوئن، ریدلی اسکات، تیم برتون و ... . تدین فیلم محشره. در نهایت ایجاز و در عین حال سادگی و روونی کار شده. گلشیفته و رادان بهترین بازی هاشون رو دارن. متن محکم و بامزه و دوست داشتنیه موسیقی بی نظیره اصلاً اینا چیه دارم می گم فیلم خوبه دیگه این حرفا رو نداره. تماشاگر رو محو خودش می کنه، تلخه اما شیرین. دوست داشتینه. دیدنیه. فقط... ای کاش اون صحنه های معتادای توی پارک کمتر بود. بعد از بار اول دیدن این تنها«کاش» یه که برام مونده. امیدوارم تو بارهای بیشتر دیدن هم همین یکی باقی بمونه و بیشتر نشه.

در ضمن؛

 سنتوری داستان خودشو تعریف می کنه بی هیچ ادعا و ادایی. حرفای سیاسی هم که دربارش زده می شه زورکیه. اگرم همچین اشاره هایی داشته باشه که به نظر من دور از ذهنه، تو لایه ی اول نیست و به هیچ جای فیلم صدمه نزده. این از معدود فیلمای ایرانی بود که دیدم و از اکران عمومی نشدنش واقعاً تاسف خوردم. جاش تو سینماهای بی رونق ما واقعاً خالیه. فیلم زندگی جانی کش رو دیدین؟

Walk the line

 

سنتوری منو یاد اون انداخت که خیلی ازش خوشم میاد فقط حیف که «خواکین فونیکس» قبلش نقش امپراتور گلادیاتور رو بازی کرده،به نظرم این نقش برا منفور کردنش تو تمام دوران بازیگریش و اینکه هیچ نقش مثبتی بهش نیاد کافی بوده!!!۰

 

 

+ نوشته شده در  شنبه 27 بهمن1386ساعت 15:4  توسط " آ ز ا د" | 
 

    «بچه ی هالییوود» ترجمه ی پرویز دوائی کتاب فوق العاده شیرین و آموزنده ایه. یه قسمت از بخش های شیرینش رو تو این پست نقل می کنم اما قبلش برای معرفی، عین برخی از عبارات پشت جلد کتاب رو میارم:

  «... ترجمه ی کتابی به اسم اصلی Growing up in Hollywood که رابرت پریش نوشته، که رابرت پریش از بچگی در هالیوود بزرگ شده، که از بچگی توی فیلم ها بازی می کرده، که بعداً شده مونتور فیلم، و بعداً شده کارگردان فیلم، با فیلم هائی مثل دشت ارغوانی، آتش زیرین، فریادکن خطر، سرزمین شگفتی انگیز، به شیوه ی فرانسوی و اینها.»

 « بهترین دفتر خاطراتی که راجع به شهر سینما نوشته شده». (لوس آنجلس تایمز)

*   *   *

   سینما «رویال» بوی عطر و سیگار برگ و عرق بدن می داد؛ بوی بزرگسال ها. سینما «لیریک» بوی رخت چرک و آب نبات مانده و ادرار می داد؛ بوی ما بچه ها. سینما «لیریک» دو تا توالت داشت، ولی ما بچه ها اغلب چنان محو فیلم بودیم که دلمان نمی آمد حتی برای یک لحظه هم که شده سالن را ترک کنیم. احتیاج به توالت موقعی پیش می آمد که آدم به هیجان آمده باشد. در لحظه های مهیج هم هیچ قدرتی در جهان نمی توانست ما را از روی صندلی هایمان بلند کند. در صحنه های زد و خورد و التهاب لب صندلی می نشستیم و چشم هایمان مبهوت پرده بود که چطور جک هاکسی از این طرف دره به آن طرف می پرد و یا سرخ پوست ها را به گلوله می بندد، یا هارولد لوید چطور بالای آن ساختمان به عقربه ی ساعت آویزان است و زیر پایش ماشین ها مثل مورچه رد می شوند. مثانه های کوچک ما اغلب لبریز بود. اگر صحنه های روی پرده از آن صحنه های داغ و پر هیجان بود، همان طوری که چشم به پرده داشتیم ادرار می کردیم، یعنی بدون اینکه دکمه شلوار را باز کنیم یا نگاهی به زیر پا بیاندازیم، ادرار را ول می کردیم. اغلب خودمان هم متوجه نبودیم تا جریان گرم و مطبوعی را حس می کردیم که در طول پاهای برهنه مان به طرف کف سینما سرازیر می شد. کف سینمای «لیریک» از ادرار چند نسل بچه ی سینمارو اشباع بود.

  سینما «رویال» وضعش به کلی فرق می کرد. از میان دره ی «وامپ» های سالن انتظار که می گذشتیم، مادرم گفت: «رابرت، دستشویی لازم نداری بروی؟» گفتم نه، و راست می گفتم؛ احتیاج به دستشویی موقعی پیش می آمد که فیلم شروع شده باشد و نه قبل از آن.

 

Rita and director Robert Parrish Fire Down Below (1957)

A Warwick-Columbia Picture

Producers: Irving Allen and Albert R. Broccoli
Director: Robert Parrish

Screenplay: Irwin Shaw,
based on the novel by Max Catto

Featuring:
Rita Hayworth as Irena
Robert Mitchum as Felix Bowers
Jack Lemmon as Tony
Herbert Lom as Harbor Master
Bonar Colleano as Leuitenant Sellers
Bernard Lee as Doctor Sam Blake
Edric Connor as Jimmy Jean

     ریتا هیورث و رابرت پریش/ پشت صحنه ی آتش زیرین

+ نوشته شده در  دوشنبه 15 بهمن1386ساعت 10:25  توسط " آ ز ا د" | 
 

چه آغوشی چه گرمایی چه وصلی!          بهــــــاری بودم اما در چه فصــلی؟

طبیعت برگ ریزان و خـــــــزان است           هوای دل ببین این فصــل اصـلی!

*   *   *

نگارینــــــم دل تنــگت نبیـــــــــنم            بهـــــــارم! زردی برگت نبیــــــــــنم

اگر بیــــــنم دو چشــــمم کور بادا!           نبیـــــــنم هیچ بی رنگت، نبـــــینم

*   *   *

زمستان و خزان و صیف، خــــوابی           ســــرابی و حجـــــابی و نقـــــــابی

بهـــــــــار اما خــــداوند صـــــداقت           پـــــریّ ِ عاشق و عـــــریان آبـــــــی

*   *   *

ببین بــــرف زمســـــتان را نگـــــارا!           که یکـــــرنگی عطا کرده هـــــــوا را

سپیــــدی رنگ پاکــــیّ ِ بهار است           زمستان هم تو را جـــوید، بهـــــارا!

*   *   *

زمستـان است، آری میـــــم.امّیــــد!           ولـــــی دیگر نبــــــاید بود نومیــــــد

که تنها «انتظار» است آیه ی عشق           بهاران می رسد، بی شک و تردید

ای شبنم بهاری، ای جای پای باران

بنشین به روی این برگ از بین آن هـــزاران

رگبرگ های این یک، تاب خزان ندارند

این دل بریــــده از گل، دل بســـته بر بهــــــاران

 

زمستان ۸۶

+ نوشته شده در  یکشنبه 14 بهمن1386ساعت 12:37  توسط " آ ز ا د" | 

 

۱- هیچکاک در مصاحبه مفصلی که با تروفو در کتاب «سینما به روایت هیچکاک» انجام داده به نکته مهمی در خصوص موفقیت تجاری فیلم اشاره می کند. اینکه زن باید مورد شکنجه واقع شود!

  شکنجه اعم از روحی و جسمی. به هر حال اگر در فیلمی زن آزار نبیند تضمینی به موفقیت فیلم نمی توان داد. (البته نیازی به گفتن نیست که رعایت این مورد به تنهایی تضمین فروش فیلم را نمی کند). این گفته از آن جهت بیشتر مورد توجه من است که کاملاْ صادقانه و رک گفته شده. بررسی روانشناسانه  اینکه خوب حالا این خوب است؟ با حقوق بشر جور در می آید؟ آیا فعالین حقوق زنان را آشفته نمی کند؟ و بسیاری مسائل از این قبیل که فرع بر فوت و فن کارگردانی هستند در این اظهار نظر کمترین اهمیتی نداشته اند!

  حافظه دیداری خود از فیلم ها را مرور کنید. خواهید دید که این شاه کلید هیچکاک تقریباً همه جا هر وقت فیلمی موفقیت تجاری -و حتی هنری- داشته، به کار آمده نه چون او به آن اشاره کرده بلکه به آن دلیل که در طریقت شهودی کارگردانی فیلم، خیلی مسائل به صورت غریزی مشترک هستند.

۲- از فیلم معروف «مرد عوضی» هیچکاک اصلاْ خوشم نمی آید. گفتم شاید در شرایط خوب ندیده بوده ام و قضاوتم درست نبوده اما اخیراْ نسخه دی وی دی دوبله اش را آن هم روی پرده و با کیفیت صدای خوب دیدم. بیشتر بدم آمد!! این کار بی ارزشش به شاهکار بدنام در... .

 

+ نوشته شده در  شنبه 6 بهمن1386ساعت 14:22  توسط " آ ز ا د" | 
 

پرواز را به خاطر بسپار/ پرنده مردنی ست.  

                                                  فروغ فرخزاد

دیشب که بهار آمد و احساس وزید

با بوسه به گِلزار دلی روح دمید

گِل، شد گُل و  دل، زنده، مسیحایی و سبز

دیشب، که پرنده ای به پرواز رسید

                                                  ۲۳ دی ۸۶

+ نوشته شده در  دوشنبه 1 بهمن1386ساعت 13:40  توسط " آ ز ا د" | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو وبلاگ
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
ما از دشمنی مفهوم و هم واژه بیزاریم
ما هم آغوشی اضداد را طالبیم
ما عاشقیم
و کعبه ی سیاه و سفید عشقمان
یین و یانگ است
...
هنر آزاد یعنی هنر بی باید.

پیوندهای روزانه
دیکشنری آنلاین
جامعه ی فیگوراتیو
محمود فرشچیان
سینمای کلاسیک
Anti Filter
آریانپور
برونو بوزتو
مسعود بهنود
tinypic
آوای آزاد
آرشیو پیوندهای روزانه
نوشته های پیشین
بهمن 1386
دی 1386
آذر 1386
آبان 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
آرشیو موضوعی
شعر
داستان
سینما
اندیشه
دل نوشته
تئاتر
سینما-اندیشه
عکس
پیوندها
همراهان همیشگی:
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
بدنام (حمید) / وبلاگ قبلی من
Justice (شیدا)
ThirdMan (یحیی نطنزی)
برخورد نزدیک از نوع سوم (عبدالمحمد بابایی)
گرگ صابونی (مریم پالیزبان)
A Small Good Thing (بهار)
سخنان ناگفته ي من (دريا)
همه ي سختگيري هاي من (سخت گير)
دغدغه های یک منتقد(دیوید)
رویابین ها (ساسا و مینا)
پرده شیشه ای
دلبستگی (تنها)
ذهن زیبا (کژوان)
چیزی شبیه آن (مصطفی)
هفت (وحید)
آسماني تیره (صدف)
Game Over (دانیال)
یادداشت آزاد (آزاده)
یاران حلقه
سورنا
فراسوي نيك و بد
آرمان (محمدرضا محقق)
گرای نقره ای (ایلیا شریفی)
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
دیگر دوستان:
،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،،
همشهری کاوه (کاوه)
سینمای ما (امیر قادری)
آساک آرت (ابی)
ماهی مشکی (باقر)
آرایشی عاشقانه (شهلا)
تاریخ سینما (محمد رضا)
ت ا ل ا پ (علی)
ويرگول (reza)
dehak baroon (احمد)
فیلسوف نقابدار (نقابدار)
فیلم نوشته ها (هوشنگ گلمکانی)
هبوط در تنهایی شریعتی (مهدی، نفیسه، آزاده)
گلچین (وبگرد)
پیچش (وحید)
ماه بالاي سر تنهايي ست (عيسا)
غم خاطره (هامان)
coming soon (مينا اكبري)
سرپیکو
فيلم كامنت
خشت و آينه (پرويز)
گریه کن ... (مسافر)
سینما زندگی است (الهام)
نگاه شخصی من (محمود)
سینمای نوین (زردشت)
سکانس (فرهاد)
آزادمرد
يه امردادی از آفتاب (الینا)
نگارش هذیونیات یک ابله (طراوت)
کلمات (هادی)
روزی روزگاری سینما (مصطفی)
دیگر (وبلاگ ادبیات و هنر)
دیگر (فتو بلاگ)
عکس های صابونی (آرمین صابونی)
استالاگ هفده (بهنام)
ناقصات العقول (سمیه)
بهروز
سلام سینما (آرش)
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM