![]() |
![]() |
|
| آخر، پر و بالی بزن، بشکن قفس را .:::. آزاد باش این یک نفس را |
|
دل، بسته ام بر دیگران تا بر تو من دل بسته ام پروانه ام، آری ولی از مرگ، بی پروا نی ام با سوختن من سوختم انسان فانی را شدم باقیّ تو مانا و جاویدان بهارا چون تو مانی، جاودانم مرگ را میرانده ام من تا ابد با نیستی هستم بهارم عاشقم من
۲۰ دی ۱۳۸۶
|
|
+ نوشته شده در
شنبه 22 دی1386ساعت 10:41 توسط " آ ز ا د" |
|
|
هدیه تهرانی، بازیگر خوش سیما و ارزشمند سینمای ایران، دوران عجیبی را پشت سر می گذارد. فلسفه می خواند، سینما را فراتر از بازیگری می آموزد، دستیاری کارگردانی می کند و وقتی از او می پرسند کی می خواهد فیلم خودش را کارگردانی کند و آیا اصلاً چنین قصدی دارد، می گوید عجله ای ندارد چراکه معتقد است فیلمسازی شدیداً نیازمند «جهان بینی» است... این مشهورترین و پولسازترین بازیگر سینمای ما به خوبی نسبت خود را با شهرت مشخص کرده و این، نویدِ آن می دهد که آینده ی تلخ اغلب بازیگران زن مشهور و خوش چهره ی سینما، در مورد او مصداق نخواهد داشت. «هرکس بگوید شهرت را اصلاْ دوست ندارد و از آن گریزان است می توانم حدس بزنم دارد دروغ می گوید یا چیزی را پنهان می کند. محبوبیت ابداْ چیز بدی نیست و همه ی آدم های دنیا در رفتارهای روزمره شان هم برای این محبوب بودن و جلب محبت و علاقه ی دیگران تلاش می کنند... مهم این است که چه طور به این شهرت و محبوبیت نگاه کنیم... من خلوت و زندگی شخصی خودم را حفظ کرده ام و احساس می کنم ابعاد روحی و فکری آدم در چنین شرایطی باید خیلی فراتر از این باشد که در سایه ی شهرت از میان برود یا شکل عوض کند. در یک کلام، شهرت عامل تعیین کننده و ملاک مؤثری در مسیر زندگی ام نیست». هدیه تهرانی، مجله ی سینما خانواده، خرداد ۸۶ |
|
+ نوشته شده در
یکشنبه 16 دی1386ساعت 12:29 توسط " آ ز ا د" |
|
|
محلّ اختلاف!
فیلمی که محل اختلاف علما!! در سینما شده. خیلی از کسانی که از دوستداران پر و پا قرص پالپ فیکشن بودند با دیدن این فیلم دو جلدی، از تارانتینو روی گردان شدند، یه عده گفتند خوب هر کارگردانی کار بد داره و این کار ضعیف، چیزی از توانایی های تارانتینو کم نمی کنه، یه عده دیگه به علاقه ی خودشون به فیلم های قبلیش هم شک کردند و بقیه ی کارای تارانتینو رو هم بی ارزش دونستند و... اما افسوس که معدود بودن اونایی که این شاهکار رو اون طور که هست بفهمند و در مورد خودش و کارگردانش قضاوت کنند. یکی از این معدود آدم های باهوش و ارزشمند سینمای ما بهروز افخمیه. مجله ی دنیای تصویر، زمان نمایش کیل بیل یادداشتی از بهروز افخمی چاپ کرد با عنوان "مثل هذیان دم مرگ" که به نظر من قابل قبول ترین شکل فهم داستان استثنایی این فیلمه. پیشنهاد می کنم این نوشته رو حتماً گیر بیارین و بخونین. کیل بیل یه داستان عادی نیست که هر منتقد بازاری قدرت درکش رو داشته باشه. "بئاتریکس کیدو" دختریه که با اصابت گلوله به سرش درجا کشته می شه و اونچه ما در ادامه می بینیم چیزی نیست جز مالیخولیای ذهن یک زن شکست خورده در لحظه ی مرگ دردناکش. یک زن گنگستر امریکایی که دنیای تصویریش با فیلم های هنگ کنگی و انیمیشن های ژاپنی شکل گرفته و طبیعتاً اگه رویایی هم داشته باشه برگرفته از همین حافظه ی دیداریشه. مگه نه اینکه تک تک ما هر بار که تو زندگی شکست می خوریم تو ذهن خودمون واقعه رو بازسازی می کنیم، اکشنش می کنیم، کارای عجیب و غریبی که به هیچ وجه تو عالم واقع ازمون برنمیاد انجام می دیم و دست آخر هم با خیال پیروزی خودمون رو آروم می کنیم؟! این نگاه ریزبینانه به کیل بیل پاسخ ساده ی همه ی سوالاتیه که فیلم برای تماشاگر خاصی که دنبال پیام و مفهوم می گرده بوجود میاره. و مسلماً تارانتینو کسی نیست که ارضا کردن این دسته از مخاطبانش هدف اصلیش باشه. به همین خاطره که این آدما وقتی می بینن تو هواپیمای فیلم، محل ویژه برای قرار دادن شمشیر سامورایی تعبیه شده! هر کسی که کشته می شه خون بدنش مث فواره بیرون می پاشه! کودکی یه کاراکتر، انیمیشنه! یه دختر با یه شمشیر اسرار آمیز از پس یه گله آدم کش بر میاد! گلوله تو سرش می خوره و بعد از چهار سال کما زنده می شه! در حالی که هنوز توی هواپیماس یهو تو لباس بروسلی روی موتورسیکلت دیده می شه که تو یه شهر بزرگ راحت سوژه اش رو پیدا کرده و داره تعقیبش می کنه! و همه ی خالی بندی های فیلم های هنگ کنگی که توی فیلم هیجانش رو بر می انگیزه و از طرفی هم نمی خواد جو گیر باشه و دنبال دلیل منطقی براش می گرده و متأسفانه هوش پیدا کردنش رو هم نداره! اون وقت شروع می کنه به داد و فریاد که آی بیخودی بزرگش کردین، یه تقلید صرفه اونم ناشیانه، هیچی برا گفتن نداره و امثال این یاوه گویی ها!!! تارانتینو یه کار مهم اگه تو تاریخ سینما کرده باشه اینه که مخاطب خودش رو آگاهانه انتخاب کرده، اونایی که مد نظرشن رو برای خودش نگه می داره و منتقدین ناآگاه و بی سواد و کند ذهنی رو که بدترین مخاطبای هر اثر هنری هستند با تیز بینی تمام دست می ندازه و مسخره می کنه. آفرین به این نابغه ی سینمای عصر ما.
|
|
+ نوشته شده در
دوشنبه 10 دی1386ساعت 11:35 توسط " آ ز ا د" |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو وبلاگ عناوین مطالب وبلاگ |
| درباره وبلاگ |
ما از دشمنی مفهوم و هم واژه بیزاریم
ما هم آغوشی اضداد را طالبیم ما عاشقیم و کعبه ی سیاه و سفید عشقمان یین و یانگ است ... هنر آزاد یعنی هنر بی باید. |
| پیوندهای روزانه |
|
دیکشنری آنلاین جامعه ی فیگوراتیو محمود فرشچیان سینمای کلاسیک Anti Filter آریانپور برونو بوزتو مسعود بهنود tinypic آوای آزاد آرشیو پیوندهای روزانه |
| نوشته های پیشین |
|
بهمن 1386 دی 1386 آذر 1386 آبان 1386 مهر 1386 شهریور 1386 مرداد 1386 تیر 1386 خرداد 1386 اردیبهشت 1386 |
| آرشیو موضوعی |
|
شعر داستان سینما اندیشه دل نوشته تئاتر سینما-اندیشه عکس |
|
RSS
|